بر سنگ آمدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بر سنگ آمدن . [ ب َ س َ م َ دَ ] (مص مرکب ) به سنگ برخوردن . بر سنگ آمدن پا. بسنگ آمدن پا. (آنندراج ). ♦ برسنگ آمدن تیر ؛ بر نشانه اثر نکردن تیر و ننشستن آن به نشانه و مؤثر نیفتادن : صبر را از دهنت حوصله تنگ آمده است ناله را از دهنت تیر به سنگ آمده است . کلیم . بی اثر تا چند باشد ناله ٔ شبگیر من تا کی از گوش گران بر سنگ آید تیر من . صائب .