برآوردکردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. وُ کَ دَ) (مص م.) تخمین زدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. وُ کَ دَ) (مص م.) تخمین زدن.
فرهنگ طیفی واژهدان
ارزیابی کردن، درجهبندی کردن، تخمین زدن حدس زدن، فرض کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. وُ کَ دَ) (مص م.) تخمین زدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. وُ کَ دَ) (مص م.) تخمین زدن.
فرهنگ طیفی واژهدان
ارزیابی کردن، درجهبندی کردن، تخمین زدن حدس زدن، فرض کردن