براء
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
براء. [ ب ِ ] (ع ص، اِ) ج ِ باری ٔ. به شدگان از بیماری . برٔیافتگان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ ج ِ بری ٔ. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). پاکان ازچیزی و بیزاران . (منتهی الارب ). رجوع به بری ٔ شود.
براء. [ ب َ ] (ع ص ) بی گناه . (مهذب الاسماء). ◄ پاک و بیزار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). جمع و مفرد و مذکر و مؤنث در آن یکسان است . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ (اِ) نخست شب از ماه و گویند بازپسین شب . (مهذب الاسماء). نخستین شب یا نخستین روز از هر ماه یا پسین شب یا پسین روز از آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ابن البراء. (منتهی الارب ). ◄ (مص ) پاک و بیزار شدن از عیب و وام ومانند آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
براء. [ ب َ ] (اِخ ) ابن نوفل مکنی به ابوهنیده . رجوع به ابوهنیده شود.
واژگان قرآن
إِنَّنی بَرآءٌ مِّمّا تَعْبُدُون «براء» (بر وزن سوار) مصدر و به معناى «تبرى» است; و در این گونه موارد معناى وصفى به طور مؤکد و مبالغه دارد (مانند زیدٌ عَدْلٌ) و چون مصدر است مفرد و جمع، مذکر و مؤنث در آن یکسان مى باشد.(12)