برائت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بَ ئَ) [ ع. براءة ]<BR>۱- (مص ل.)پاک شدن از عیب و تهمت، تبرئه شدن.<BR>۲- خلاص شدن از قرض و دین، رها شدن.<BR>۳- (اِ.) اجازه.<BR>۴- حواله.<BR>۵- (اِمص.) رهایی، خلاصی.<BR>۶- بیزاری، دوری.<BR>۷- پاکی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بَ ئَ) [ ع. براءه ] ۱- (مص ل.)پاک شدن از عیب و تهمت، تبرئه شدن. ۲- خلاص شدن از قرض و دین، رها شدن. ۳- (اِ.) اجازه. ۴- حواله. ۵- (اِمص.) رهایی، خلاصی. ۶- بیزاری، دوری. ۷- پاکی.
مترادف و متضاد واژهدان
بیگناهی، پاکی، تبرئه، معصومیت بیزاری، تنفر، نفرت خلاصی، رهایی، نجات دوری، بری اجازه، منشور حماله تبرئه شدن، رها شدن، مبرا شدن
واژگان فارسی سره واژهدان
وارهیدگی، رهایی، بیگناهی
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی