برافراشته
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برافراشته . [ ب َ اَ ت َ /ت ِ ] (ن مف مرکب ) افراخته . افراشته . بلندکرده شده . بالابرده : هدف ؛ هرچیزی بلند و برافراشته از بنا و ریگ توده و کوه و پشته و مانند آن . (منتهی الارب ). ◄ مشید. ساخته . ساخته شده . رجوع به افراشته شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی