برافروختگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برافروختگی . [ ب َ اَ ت َ / ت ِ ] (حامص مرکب ) حاصل مصدر از برافروختن . حالت و چگونگی برافروخته . روشنایی و درخشیدگی . (ناظم الاطباء). رجوع به برافروختن و برافروخته شود.
مترادف و متضاد واژهدان
تغیر، خشم، غضب، قهر تابش سرخی
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی