برغول
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بَ) (اِ.)<BR>۱- گندم نیم کوفته.<BR>۲- آشی که با گندم نیم کوفته درست کنند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بَ) (اِ.) ۱- گندم نیم کوفته. ۲- آشی که با گندم نیم کوفته درست کنند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برغول . [ ب َ / ب ُ ] (اِ) حلوایی را گویند که از آرد پزند و آنرا افروشه نیز خوانند. (انجمن آرا) (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). حلوایی که از گندم و جو درست کنند و آنرا افروشه نیز گویند. (شرفنامه ٔ منیری ). ◄ آشی باشد که از گندم نیم کوفته ٔ خردکرده پزند و گروهی فروشه گویندش و گروهی فرفوط و اگر از جو باشد همین گویند. (اوبهی ). آشی که از جو و گندم بپزند و آنرا بلغور نیز نامند که مقلوب برغول است چنانکه گفته اند. (انجمن آرا) (برهان ) (آنندراج ). ◄ بلغور. گندم پخته و خشک کرده که بآسیا نیم و نیم کنند. گندمی که در هم شکسته باشند. (برهان ).گندم نیم نیم کرده . (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی ) : آسیای صبوریم که مرا هم ببرغول و هم بسرمه کنند. حکاک (فرهنگ اسدی ). ◄ هر چیزی که آنرا در هم کوفته باشند. (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ).