برفزود/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ فُ) (ق.)بسیار، فراوان، بی شمار.واژه قبلی: برفابواژه بعدی: برفنج