برفنج/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ فَ) (اِ. ص.)۱ - خشن. ۲- راه باریک و دشوار.واژه قبلی: برفزودواژه بعدی: برفنجک