برمایون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برمایون . [ ب َ ] (اِخ ) نام برادر فریدون : از آسپیان پورتورا فریدون بوجود آمد، کسی که از جم انتقام کشید. از او [ یعنی از پور تورا ] دو پسر دیگر که برمایون و کتایون باشند نیز بوجود آمدند. (یشتها ج ١ ص ١٩٤).
برمایون . [ ب ِ ] (اِخ ) نام ماده گاوی که فریدون را شیر میداد. (برهان ). نام گاو فریدون فرخ است که به شیر آن پرورش یافت و بر آن سوار می گشت . (آنندراج ). پرمایون . برمایه . و رجوع به برمایه و پرمایون شود : ماده گاوان گله ات هر یک شاه پرور بود چو برمایون . فرالاوی . مهرگان آمد جشن ملک افریدونا آن کجا گاو نکو بودش برمایونا. دقیقی .
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه