برپا/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ) (ص. ق.) ۱- ایستاده، سر پا. ۲- برقراری، برجای.مترادفها و واژههای مرتبطآباد، آبادان، ایستاده، برقراردایرایستاده، سرپا، قائم، منعقد ≠ نشستهواژه قبلی: برونواژه بعدی: برپا داشتن