برون/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (اِ.) بیرون، خارج.(بُ) (حر اض .) برای، به جهت.مترادفها و واژههای مرتبطبیرون، خارج ≠ درونظاهر، برونه ≠ باطن، درونهمستثناواژه قبلی: برومندیواژه بعدی: برپا