برگذار کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برگذار کردن . [ ب َ گ ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) انجام دادن . اجرا کردن . ◄ بپایان بردن . (فرهنگ فارسی معین ). بانجام رسانیدن . ختم کردن . ورگذار کردن . خاتمه بخشیدن : عروسی را با صد تومان برگذار کردند. عزا را با سه نهار و یک هفته و یک چله برگذار کردند. مهمانی را به یک عصرانه برگذار کردند. (از یادداشت دهخدا). ◄ سپری کردن .سپری ساختن . ◄ برپا داشتن . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ عرض کردن . (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). ◄ انعام دادن و بخشش کردن . (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به برگزار کردن شود.