بریت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بریت . [ ب َ ] (فرانسوی، اِ) به اصطلاح کیمیا، اکسید باریوم . (ناظم الاطباء).
بریت . [ ب ِرْ ری ] (ع ص، اِ) دلیل ماهر. ◄ زمین هموار. (منتهی الارب ). ◄ (اِخ ) نام دوموضع در بصره . (منتهی الارب ) (از مراصد). خریت و بریت دو سرزمینند در ناحیه ٔ بصره . (از معجم البلدان ).
بریت . [ ب ُرْ ی َ / ب ِرْ ی َ ] (اِخ ) از اعلام اسب است . (از منتهی الارب ).