بریزن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بَ زَ) (اِ.) غربال، غربیل.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بَ زَ) (اِ.) غربال، غربیل.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بریزن . [ ب َ زَ ] (اِ) بریجن . تنور کماج پزی . (برهان ) (آنندراج ). و رجوع به بریجن شود.
بریزن .[ ب ِ زَ ] (اِ) پرویزن، که به عربی غربال و هلهال گویند. ◄ ترشی پالا. ◄ تابه که از گل ساخته باشند و بر بالای آن نان پزند. (برهان ).
مترادف و متضاد واژهدان
اجاق، بریجن، تابه، تنور، فر پرویزن، خاک بیز، غربال