واژه جو

بزازانه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بزازانه . [ ب َزْ زا ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ) نسبت است به بزاز. لایق و درخور بزاز. ملاخور. مجازاً عبارتست از فراوان و در دسترس همه . کم بها. مقابل عزیز : عصمت از محبوب هرجائی مجو رسم وفا زآنکه بی لذت بود میوه چو بزازانه شد. عصمت (از فرهنگ ضیاء).

معنی بزازانه | واژه جو