واژه جو

بزازیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بزازیدن . [ ب ُ دَ ] (مص ) همان بزاختن بمعنی گداختن است . (آنندراج ). رجوع به بزاختن شود.

معنی بزازیدن | واژه جو