واژه جو

بزاق القمر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بزاق القمر. [ ب ُ قُل ْ ق َ م َ ] (ع اِ مرکب ) حجرالقمر. (فهرست مخزن الادویة). گیاهی است در زمین عرب، وقتی که ماه در نقصان باشد آنرا بگیرند. و زیرالقمر نیز گویند و بساق القمر بسین مهمله بمثله . (آنندراج ).

معنی بزاق القمر | واژه جو