بزانو درآمدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بزانو درآمدن . [ ب ِ دَ م َ دَ ] (مص مرکب ) (از: ب + زانو+ درآمدن ) بزانو نشستن . (آنندراج ). جَثْو. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ). جَذْو. جَثْی : بزانو درآمد در آن پیشگاه که کس را نبودی از آن پیش راه . هاتفی (از آنندراج ). ◄ عاجز شدن . درمانده و مغلوب شدن .