بزبان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بزبان . [ ب ُ ] (ص مرکب، اِمرکب ) محافظ بز. نگهبان بز. ◄ (اِخ ) عیوق را بزبان خوانند. (از التفهیم از یادداشت دهخدا). ◄ نام محله ای به مرو. (یادداشت دهخدا).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بزبان . [ ب ُ ] (ص مرکب، اِمرکب ) محافظ بز. نگهبان بز. ◄ (اِخ ) عیوق را بزبان خوانند. (از التفهیم از یادداشت دهخدا). ◄ نام محله ای به مرو. (یادداشت دهخدا).