بزرکاری/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومبزرکاری . [ ب َ ] (حامص مرکب ) بزر کشتن . حاصل عمل آنکه بزر کارد. شغل بزرکار.واژه قبلی: بزرکارواژه بعدی: بزرگ