بزنگاه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بِ زَ) (اِمر.) ۱- جای راهزنی. ۲- کنایه از: موقعیت حساس.مترادفها و واژههای مرتبطدزدگاه، کمینگاه، کمینگه، لورگاه، مکمنمیعادگاه، وعدهگاهلحظه حساسواژه قبلی: بزنگواژه بعدی: بزه