بست و گشاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بست و گشاد. [ ب َ ت ُ گ ُ ] (ترکیب عطفی، اِمص مرکب ) بستن و باز کردن . (فرهنگ فارسی معین ). نظم و نسق . (فرهنگ نظام ).حل و عقد. (فرهنگ نظام ). ترجمه ٔ حل و عقد. (آنندراج ). رتق و فتق : تا تو در بست و گشاد کارها میان جهد نبندی ترا هیچ کار نگشاید. (مرزبان نامه ). نیست دربست و گشاد خویش ما را اختیار. صائب (از فرهنگ نظام ).