بستانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بستانی .[ ب ُ ] (اِخ ) ودیع. وی از دانشکده ٔ آمریکایی بیروت فارغ التحصیل شد. او راست : ١ - البستانی که ترجمه ٔ منتخبی از مجموعه ٔ اشعار عشقی نابغه ٔ معاصر هند «رابندرانات تاگور» است . ٢ - ثمرةالحیاة، تألیف لرد اوبری از علمای انگلیس که از متن فرانسوی به عربی درآورده است . چ مصر ١٩١٠ م . ٣ - رباعیات عمرالخیام ؛ از نوابغ شعرای ایران که از روی ترجمه ٔ فیتز جرالد انگلیسی با مقابله با ترجمه ٔ هونیولد نیکلا و کارنرو مکارنی به شعر عربی (هفت مصراعی ) درآورده است . چ مطبعه ٔ الاَّداب ١٩١٢ م . در ١٤٢ ص . ٤ - السعادةوالسلام، تألیف لرد اوبری انگلیسی که به عربی درآورده است، چ مطبعةالمعارف ١٩١٠ م . ٥ - مسرآت الحیاه، تألیف لرد اوبری انگلیسی ترجمه به عربی چ مصر در ٢٠٥ ص . این کتاب کرت دیگر بقلم خلیل بک ثابت ترجمه شده است . ٦ - محاسن الطبیعة و عجائب الکون تألیف لرد اوبری انگلیسی ترجمه به عربی چ مصر ١٩١٣ م . ٧ - معنی الحیاة ترجمه از متن انگلیسی چ مصر ١٩١٠ م . در ١٥٠ ص . (از معجم المطبوعات ).
بستانی . [ ب ُ ] (اِخ ) یوسف افرام، از نویسندگان روزنامه ٔ مصر است . او راست : تاریخ حرب البلقان الاولی والحرب البلقانیة الثانیة (تاریخ جنگ اول و دوم بالکان ) جزء اول دارای چهل تصویر و دو نقشه ٔ جغرافی است چ مطبعةالهلال ١٩١٣ و ١٩١٤ م . (از معجم المطبوعات ).
بستانی . [ ب ُ ] (اِخ ) اگوستین (کشیش ) او راست : الکواکب السیار که آن را به سال ١٩٠٦ م . در ٣١٢ ص به چاپ رسانیده است . رجوع به معجم المطبوعات شود.