بستگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بستگی . [ ب َ ت َ ] (حامص ) ارتباط و پیوستگی . (ناظم الاطباء). رابطه . ربط : همی دیر شد سوده آن بستگی سبک شد دل بسته ز آهستگی . فردوسی . این کار بآن بستگی دارد. این دو امر بهم بستگی دارد. ◄ تعلق و نسبت : فلان با من بستگی دارد. (فرهنگ نظام ). خویشی . قرابت اعم ازنسبی و سببی . انتساب، وابستگی . خویشاوندی . ◄ رابطه (در اصطلاح حساب ) . (واژه های نو فرهنگستان ایران ). ◄ حب .علاقه . دوستی . علقه . عقد. بند. ◄ استواری و استحکام . (ناظم الاطباء). ◄ انجماد و بستن : از زور یخ بستگی عبور از راه ممکن نیست . (فرهنگ نظام ). جمود. افسردگی . انعقاد. ◄ سد شدن . مسدود شدن راه . انسداد. مقابل گشادگی . انعقاد: غَلَق ؛ بستگی در. (منتهی الارب ) : از جهت حج و بستگی راه امیر غم نموده بود. (تاریخ بیهقی ). دماغ فلک را باندیشه سفت در بستگیها گشاد از نهفت . نظامی . که دایم به دانش گراینده باش . در بستگی را گشاینده باش . نظامی . چون بستگی رسد بنهایت گشادگیست . وحید قزوینی . ◄ تیرگی . گرفتگی رنگ . ناشفاف بودن : آن سپیدی که خالص نیست از سرخی یا زردی یا تیرگی یا بستگی . (التفهیم ص ٣٦٨). سبب بودن گوناگون صورتهای نور، اندر ماه سه چیز است ... یکی بستگی وگرفتگی و دیگر بی نوری . (التفهیم ). ◄ قبض (در معده ). یبوست . سدّه : و این بود تا سال دیگر که جو رسد از رنج بستگی ... (نوروزنامه منسوب به خیام ). تغلب گفت : اصل او [ یعنی تفسیر ] من حسرت الفرس اذا رکضتها محصورة لینطلق حصرها؛ اصل او آن باشد که اسب شکم گرفته بتازی تا بستگیش گشاده شود. (ابوالفتوح رازی ). ◄ قبض . گرفتگی (در اصطلاح تصوف ). ◄ عقده . (ترجمان القرآن عادل بن علی ). تعقید. اغلاق . عقد و بند و علاقه . (ناظم الاطباء). ◄ سکر طبع. (فرهنگ فارسی معین ). ◄ لکنت و گرفتگی زبان . (ناظم الاطباء). حصر: عقله ؛ بستگی زبان . عجمه ؛ بستگی در سخن . (منتهی الارب ). ♦ بستگی سخن ؛ لکنت زبان . (ناظم الاطباء). ♦ بستگی بول ؛ حبس البول . (ناظم الاطباء). ♦ بستگی فرج ؛ بکارت . (ناظم الاطباء). ◄ بندشدگی و مضبوط شدگی . (ناظم الاطباء). حبس . بند : چو جاماسب آمد مرا بسته دید وزان بستگیها مرا خسته دید. فردوسی . گره بگشای، با ما بستگی چند؟ شتاب عمر بین آهستگی چند. نظامی . ◄ بند و بست عضو شکسته . (ناظم الاطباء). ◄ مضیقه : زودخورم تا نکند بستگی آنچه خدا داد بآهستگی . نظامی (مخزن الاسرار). ♦ بستگی داشتن به ؛ متعلق بودن به . وابسته بودن به .