بسین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بسین . [ ب ُ س َ ] (ع اِ) بُسَیم، ظاهراً تحریفی باشد از بسیس مصغر بس . (دزی ج ١ ص ٨٧).
بسین . [ ] (اِخ ) پسین . دهیست میان راه تبریز به ارزن الروم مابین گریوه ٔ آق آفتن و ارزن الروم و فاصله ٔ آن از گریوه ٔ آق آفتن پنج فرسنگ و تا ارزن الروم شش فرسنگ باشد. (نزهةالقلوب چ ١٣٣١ هَ . ق . لیدن ص ١٨٣).