بشرونتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بشرونتن . [ ب َ ن ِ ت َ ](هزوارش، مص مرکب ) بلغت زند و پازند بمعنی پرستش کردن باشد. (برهان ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ). بلغت زند پرستیدن . (ناظم الاطباء). هزوارش بشرنتن بیشرونیتن . پهلوی بریشتن . برشتن . برشته کردن . (یونکر ١٠٢) (بندهش ٨٨). و برشتن در متن برهان به «پرستش » تصحیف شده، هزوارش پرستیدن شدونیتن است . (یونکر ٢٨٢) (ازحاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). رجوع به بشورفتن شود.