بشولیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بِ دَ) (مص م.) ۱- حرکت دادن. ۲- کارسازی.واژه قبلی: بشولندهواژه بعدی: بشولیده