بشولیده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بِ دِ) (ص مف.) ۱- بر هم زده. ۲- آشفته، پریشان. ۳- کارآزموده. ۴- دانا.واژه قبلی: بشولیدنواژه بعدی: بشک