بشک/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ) (اِ.) ۱- شبنم. ۲- برف. ۳- تگرگ.(بُ) (اِ.) زلف، موی مجعد.مترادفها و واژههای مرتبطمو، کاکلمجعد، تابدارواژه قبلی: بشولیدهواژه بعدی: بشکلیدن