بش
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(~.) (مص ل.) (ص.) گشاده روی، تازه روی، خوش منش.
(بُ) (اِ.) = پش. فش. بشک: موی گردن اسب، یال.
(بِ) (اِ.) از اتباع خوش، خوش و بش.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(~.) (مص ل.) (ص.) گشاده روی، تازه روی، خوش منش.
(بُ) (اِ.) = پش. فش. بشک: موی گردن اسب، یال.
(بِ) (اِ.) از اتباع خوش، خوش و بش.