بضیض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بضیض .[ ب َ ] (ع مص ) بَض ّ. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به بض در تمام معانی مصدری شود.
بضیض . [ ب َ ] (ع مص ) اندک اندک روان شدن آب . (آنندراج ). رفتن آب اندک اندک . (زوزنی ). تراویدن آب . (تاج المصادر بیهقی ). بَض ّ (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به معانی مصدر مذکور شود.
بضیض . [ ب َ ] (ع اِ) آب اندک . (از اقرب الموارد).