بغل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ) [ ع. ] (اِ.) استر، قاطر. ج. بغال.(بَ غَ) (اِ.) ۱- پهلو، کنار. ۲- جانب، طرف.مترادفها و واژههای مرتبطآغوش، بر، پهلو، جفت، کنارجانب، سمت، طرفنزدیکواژه قبلی: بغضاءواژه بعدی: بغلطاق