نزدیک/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(نَ) [ په. ] (حراض.) ۱- جلو، پیش، دم. ۲- نسبت، خویشی. ۳- دارای تفاوت و اختلاف کم.مترادفها و واژههای مرتبطپهلو، جنب، حوالی، کنار، همجوارحدود، قریب، قریبالوقوع، مقارنپیش، نزدواژه قبلی: نزدواژه بعدی: نزدیکی