بلا درنگ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانبیدرنگهمان گاه، بیدرنگمترادفها و واژههای مرتبطآنی، بلافاصله، بهتعجیل، بهسرعت، بیدرنگ، سریعاً، فوراً، فوریواژه قبلی: بلا تشابهواژه بعدی: بلا دیدن