بلا دیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانگزند یافتن، ستمدیدن، رنج دیدن، آسیب دیدنواژه قبلی: بلا درنگواژه بعدی: بلا فاصله