بلارج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلارج . [ ب َ رَ ] (اِ)پرنده ایست که آنرا لک لک خوانند. (برهان ) (از آنندراج ). لقلق . (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به لک لک شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلارج . [ ب َ رَ ] (اِ)پرنده ایست که آنرا لک لک خوانند. (برهان ) (از آنندراج ). لقلق . (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به لک لک شود.