بلار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلار. [ ب َ ] (اِ) آذربویه، وآن بیخ خاریست که آن را اشنان خوانند. (از الفاظ الادویة)(از برهان ) (از آنندراج ) (از هفت قلزم ). ارطنیثا. (فهرست مخزن الادویة). آذربویه، که گیاهی است . (از فرهنگ فارسی معین ). بلال . اشنان . رجوع به آذربویه شود.
بلار. [ ب َل ْ لا ] (اِ) بلور. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به بلور شود.