بلامدار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومبلامدار. [ ب َ م َ ] (ص مرکب ) (از: بَلا + مدار) مستمند و بدبخت . (ناظم الاطباء).واژه قبلی: بلامتصدیواژه بعدی: بلامعارض