بلع/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ) [ ع. ] (مص م.) فرو بردن، به گلو فرو بردن.مترادفها و واژههای مرتبطبلعیدن، فروبردن، قورتدادنقورتواژه قبلی: بلشویکواژه بعدی: بلعجب