بلقینی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلقینی . [ ب ُ ] (اِخ ) صالح بن عمربن رسلان، از قاضیان و عالمان حدیث در قرن نهم هجری . رجوع به صالح (ابن عمر....) در ردیف خود شود.
بلقینی . [ ب ُ ] (اِخ )عمربن رسلان بن نصیربن صالح کنانی عسقلانی مکنی به ابوحفص و مشهور به سراج الدین . از عالمان حدیث در قرن هشتم بود. بسال ٧٢٤ هَ . ق . در بلقینه متولد شد و بسال ٧٦٩ هَ . ق . منصب قضاوت شام را یافت و در ٨٠٥ هَ . ق . در قاهره درگذشت . او راست : التدریب، تصحیح المنهاج، محاسن الاصطلاح و سایر تألیفات . (از الاعلام زرکلی ج ٤ ص ٢٠٥) (از التبیان و الضوءاللامع و شذرات الذهب ).