بلندی گرفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلندی گرفتن . [ ب ُ ل َ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) به عظمت رسیدن . اوج گرفتن . اعتلاء. استعلاء : دولت ترکان که بلندی گرفت مملکت از داد پسندی گرفت . نظامی . ♦ بلندی گرفتن نام ؛ شهرت یافتن . نامدار شدن : بدو گفت دادم من این کام تو بلندی بگیرد مگر نام تو. فردوسی .