بلیت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلیت . [ ب ِ ] (فرانسوی، اِ) چک برات . (ناظم الاطباء).تکه کاغذ یا مقوا که بر روی آن مشخصاتی از قبیل بهاو تاریخ و محل استفاده چاپ شده باشد برای ورود به تماشاخانه یا سینما یا اتوبوس یا قطار راه آهن و غیره .پته . بلیط. (فرهنگ فارسی معین ). ◄ چک راهداری و جز آن . (ناظم الاطباء). و رجوع به بلیط شود.
بلیت . [ ب ُ ل َ / ل ِ ] (ص ) بله و گول و کودن .(ناظم الاطباء). بله و بلیت . (فرهنگ لغات عامیانه ).
بلیت . [ ب ِل ْ لی ] (ع ص ) بسیار خاموش . (منتهی الارب ). سکیت . (ذیل اقرب الموارد). ◄ مرد خردمند دانا. (منتهی الارب ). ◄ عاقل و خردمند و لبیب . (از اقرب الموارد). ◄ شخص فصیح که مردم را خاموش کند. (از اقرب الموارد).