بندرگاه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (اِمر.) ۱- بندر. ۲- لنگرگاه کشتی در کنار دریا.مترادفها و واژههای مرتبطاسکله، بارانداز، بندرگاه، لنگرگاهواژه قبلی: بندرواژه بعدی: بندزن