بندزن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. زَ) (ص فا.) آن که ظروف شکسته را پیوند میزد.واژه قبلی: بندرگاهواژه بعدی: بندش