بندی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ) (ص نسب.) ۱- اسیر، گرفتار. ۲- زندانی. ج. بندیان.مترادفها و واژههای مرتبطاسیر، بازداشت، دربند، زندانی، محبوس ≠ آزاددربندواژه قبلی: بندگیواژه بعدی: بندی خانه