بنیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بنیة. [ ب ُ ی َ ] (ع اِ) نهاد و آفرینش چیزی . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). نهادو آفرینش . (فرهنگ فارسی معین ). نهاد. (السامی ). نهاد و آفرینش و وجود و سرشت آدمی . (غیاث ) (آنندراج ). ♦ بی بنیه ؛ ضعیف و لاغر. (از ناظم الاطباء). (فرهنگ فارسی معین ). ♦ صحیح البنیه ؛ ای فطرة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ♦ ضعیف البنیه ؛ سست نهاد. (ناظم الاطباء). ♦ قوی البنیة ؛ سخت نهاد. (ناظم الاطباء). ◄ ساخت . ◄ توانایی . قوه . نیرو. (فرهنگ فارسی معین ). ♦ بنیه ٔ اقتصادی ؛ قوه ٔ اقتصادی . نیروی اقتصادی . (فرهنگ فارسی معین ). ♦ بنیه ٔ عقل ؛ سخن حکمت آمیز است . (انجمن آرا). ♦ بنیه ٔ مالی ؛ استطاعت مالی . قوه ٔ مالی . (فرهنگ فارسی معین ).
بنیة. [ ب َ نی ی َ ] (ع اِ) کعبه بدان جهت که شرف و بزرگی دارد. یقال لاورب هذه البنیه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کعبه . قبله . (نصاب الصبیان ) (غیاث ). کعبه . (دهار). خانه ٔ خدای . (مهذب الاسماء).