به آمدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
به آمدن . [ ب ِه ْ م َ دَ ] (مص مرکب ) خوب شدن . (ناظم الاطباء). خوش آمدن . کامران شدن . (آنندراج ).خوب شدن . نیک شدن . (فرهنگ فارسی معین ) : مرا جنگ دشمن به آید ز ننگ یکی داستان زد بر این بر پلنگ . فردوسی .