بهارلو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بهارلو. [ ب َ ] (اِخ ) ظاهراً با بلوک «بهار» که نزدیک همدان است مربوط میشود و به یکی از ایلات ترک عهد صفویه مربوط است . محتمل است که ایل مزبور در اتحادیه ٔ قراقویونلو عضویت داشته و در قلمرو آنان بوده است . (فرهنگ فارسی معین ). از ایلات خمسه ٔ فارس . این ایل به تیره های ذیل تقسیم میشود: ابراهیم خانی، احمدلو، اسماعیل خانی، بوربور، بکله، چام، بزرگی، جرگه، جوقه، حاجی ترلو. حاجی عطارلو. حیدرلو. رسول خانی . سقز. صفی خانی . عیسی بیگ لو. کریم لو. کلاه پوستی . مشهدلو. ناصربیگ لو. ورثه . (جغرافیای سیاسی کیهان ص ٨٦).