بهارنگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بهارنگی . [ ب َ رَ ] (هندی، اِ) دوای هندیست . (الفاظ الادویه ). اسم هندی برنگ، سفید است . (از تحفه ٔ حکیم مؤمن ). رجوع به برنگ شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بهارنگی . [ ب َ رَ ] (هندی، اِ) دوای هندیست . (الفاظ الادویه ). اسم هندی برنگ، سفید است . (از تحفه ٔ حکیم مؤمن ). رجوع به برنگ شود.